تبليغاتX
کنکاش
 
کنکاش
 
 
در گستره ای فرهنگ و سیاست و اندیشه
 
 

کامبخش آزاد شد و تیکه داران مذهب و سیاست

شرمنده و رسوا!

    پس از نزدیک به دوسال بازداشت و زندانی شدن، کامبخش آزاد شد، از یک سو رهایی وی باعث خرسندی کسانی که به آزادی معتقد هستند انجامید و از سوی دیگر عرق شرم بر جبین کسانی که تلاش داشتند زندگی این دانشجو را از او بگیرند جاری ساخت و احتمالا خشم آنها را نیز به همراه خواهد داشت.

زالوهای مذهبی و فرصت طلب همواره در پی ساختن جامعه ی زالو پرور هستند در قاموس زالو ها، انحراف از زالو پرستی به معنی انحراف از زندگی و به سوی مرگ رفتن است مرگ که پس از آن نیز روایت دیگری دارد، شکنجه های گوناگون ، در آتش سوختن و خوراک مارهای هفت سر شدن و از این نوع مجازات ها و روایت های تلخ و هراس افگن دیگر، و سرنوشت کامبخش را نیز چنین به تصویر کشیده بودند. تصویر که تصور آن غیر قابل تحمل و قابل قبول بود.

مطالعه و آگاه شدن مردم، در حقیقت به انزوا کشاندن زالوها و تیکه داران مذهب  و سیاست در جامعه است ، گسترش فقر و جهل در جامعه بهترین و تنها ترین گزینه یست که تیکه دارن مذهبی و زالو صفتان فرصت طلب میتوانند حکم برانند و حاکم بمانند و خون جامعه را بی رحمانه بمکند، بنابراین جلوگیری از آگاهی و پیشرفت مردم راهی است برای بقای قدرت و هموار نمودن این راه ممکن نیست مگر با فرامین مذهب و این ابزار (قوانین مذهبی) بهترین وسیله برای جامعه زالو پروری چون افغانستان، که فقر و بیسوادی در آن بیداد میکند است.

و اگرکس و کسانی چون کامبخش در پی آگاهی و پژوهش باشند سرنوشت اش چنان خواهد بود که حکم کرده بودند.

برای آگاهی یافتن و کسب علم باید بها داد اما در کشور زالو زده ی ماُ بهایش خیلی سنگین است، سنگین تر از آنست که تصورش را بکنی٬ از مال که بگذری هیچ ،از جان نیز باید گشت، اما  ارزش اش را دارد.

این حکم ( اعدام ، بیست سال حبس) آنقدر بی مایه و بی پایه و متاسفانه با رنگ و لعاب دینی و الهی آراسته شده بود که به فرمان یک شخص متقلب ( کرزی ) و لغو حکم صادره ی دادگاه ريا، آب سرد روی دستان خون آلود زالوهای مذهبی ریختانده شد.

حکم آزادی آقای کامبخش توسط جناب کرزی در آخرین روزهای شمارش آراء انتخابات ریاست جمهوری نیز میتواند این مسئله را مطرح کند که ، چگونه جناب کرزی در طول این دوسال نخواستند حکم آزادی ایشان را صادر کند؟ در حالیکه ایشان بر بی گناهی کامبخش واقف بودند، اما هنگام که جناب کرزی متوجه این مسئله میشود، که کشور های غربی در مورد شخصیت کاربردی ایشان دچار تردید شده اند و ناتوانی مدیریت و فساد اداری و قضایی که در طول زمامداری ایشان هویدا شد و به نگرانی غرب نیز انجامید. کرزی خواست چاره ی بیابد و سرانجام ناگزیر برای پر کردن این خلاء تدبیری باید میاندیشید، اینجاست که جناب رییس جمهور با آزادی کامبخش به عنوان آخرین کارت بازی برای جلب اعتماد غربی ها و جامعه مدنی کشور فرمان آزادی ایشان را اعلام میکنند و حکم دادگاه در مورد کامبخش را لغو و این حکم را با تمام بارهای مذهبی اش به سخره گرفته و به ریش هر چه ملا و مولوی که حفظ اسلام را در گرو محکومیت کامبخش میدیدند، خندید.

اما رهایی کامبخش یک مطلب دیگر را نیز میرساند و آن اینست  در کشوری چون افغانستان که قانون اساسی و جزایی آن به پشیزی نمی ارزد و مجریان قانون بر بی ارزشی آن با چرخهایش صدو هشتاد درجه ی این مسئله را آشکار کرده است فشار افکار عمومی، صنفی و جامعه جهانی میتواند برای اصلاح قوانین نافذه ی کشور و جلوگیری از چنین مظالم، کار ساز باشد و با اصلاحات اساسی در قوانین جلو کارت بازی های کرزی و کرزی صفتان را گرفت و مانع هر گونه استفاده جویی زالوهای های سیاسی و مذهبی شد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 6:57 AM  توسط حسین زاهدی  | 
     

خس و خاشاکی که طوفان بپا کرد!

        اما مردم خسته اند، مردم بیزارند، مردم متنفرند، و نمی خواهند دیگر حکومت دیکتاتوری آخندی، کشور و سرنوشت شان را در اختیار داشته باشد، نمی خواهند آزادی های مدنی شان مذهبی باشد، نمیخواهند رفتار های انسانی و اجتماعی شان تحت نظارت ارگان به نام« منکرات» کنترول گردد، مردم نمیخواهند شناسنامه انسانی شان تحت تاثیر هویت «اسلامی و مذهبی» بماند... و مردم ایران میخواهند زندگی کنند، نه در زندان ولایت فقیه .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 1388/04/05ساعت 3:53 AM  توسط حسین زاهدی  | 
 

تروریستان میتوانند پاسپورت افغانی بگیرند!

برای انجام کاری به کنسولگری افغانستان در کویته مراجعه میکنم ، شخصی که لباس اردوی ملی بر تن دارد و ظاهرا برای نظم و امنیت این نمایندگی ایفای وظیفه میکند از من میپرسد برای انجام چه کاری آمده ام ،مقصدم را باز گو میکنم، کله اش را (سر) به منظور نا امیدی و غیر عملی بودن این کار به چپ و راست تکان میدهد و اشاره میکند به پنجره ی که آنطرف تر شخصی به نام هاشم جان نشسته است و ظاهرا مسوول و پاسخگو به مراجعین است عریضه ام را تحویل بدهم به عریضه نگاهی میکند و از دفتر کارش خارج میشود و نیم ساعت بعد بر میگردد و میگوید، ما نمی توانیم چنین تاییدیه ی به شما بدهیم غیر قانونی میباشد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12ساعت 0:49 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 

قوانین مذهبی رخنه تا رخت خواب مردم

    جهانیان در حیرت شدند، هنگامی که مولود دیگر به نام قانون "احوال شخصیه شیعیان" پس از تصویب در پارلمان، باامضاء رییس جمهور نیز مزیین گردید. گویا این روز هر آن چیزی که مسایل عمومی در آن مطرح باشد از سوی ریاست جمهوری نا خوانده به امضاء خواهد رسید ( حاکمیت میخواهد ادامه یابد ).


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17ساعت 0:48 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 

گفته ها و ناگفته ها

گفتگوی با داکتر ثنا نیکپی

آنچه در ادامه می آید حاصل یک ملاقات کوتاه با داکتر علوم سیاسی،نویسنده، روزنامه نگار و سر دبیر ماهنامه «اندیشه نو» چاپ تورنتوی کانادا، آقای ثنا نیکپی است که با جبین فراخ لحظاتی از وقت شان را در اختیار من گذشتند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت 4:42 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 

خیابان های هملتون فریاد ضد جنگ را به تماشا نشست!

 

به اپارتایت اسرائیل پایان دهید! و ده ها شعار دیگر امروز در خیابان های (سرکها) مرکز شهرهملتون کانادا توسط کسانی که به هر دلیلی مسایل نوار غزه و کشور فلسطین برایشان اهمیت داشت سر داده میشد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 4:0 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 

بعضی دردها نا مردند

شب های شعر تورنتو پس از چهارده ماه

چهاردهمین محفل شب شعر به تاریخ 28 دسامبر 2008 در تورنتوی کانادا برگزار شد، اما با دو تفاوت عمده ، تفاوت اولی منفی و دومی مثبت به نظر میرسید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12ساعت 11:48 PM  توسط حسین زاهدی  | 

 

قصه پردازان جهاد و کابوس های روانی!

 

براستی شخصیت این موجود را چه تصور باید کرد؟ مگر غیر از یک انسان بیمار روانی و قومگرایی متعصب چیزی دیگری از افکار این مجاهد میشود برداشت کرد؟! صد البته که تعداد این نوع نگاه های بیمار کم نیست٬ استثناء بودن این شخص بدین جهت است که بیماری حزبی و بیکاری جهادی اش ( دزدی، کشتن، دریدن، آتش زدن...) به حدی زمین و زمان را بر موقعیت ایشان تنگ و سخت کرده است که هذیان های ذهنی اش را چنین به نگارش میگرد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت 9:9 AM  توسط حسین زاهدی  | 

نطفه ی جهاد در وان حمام بسته شده بود!

توقف کوتاه بر اندیشه ی خانم فرشته حضرتی

نوشتن از جهاد و سرداران و امیران جهادی عمل است تکراری٬ اما بعضی اوقات تکرار این مکررات ضروریست٬ تا چشم و فکر آن عده دوستان که مرتب رهبران جهادی را با چشمان بسته و اندیشه های نا روشن که تحت تاثیر جو سمتی ٬حزبی و فامیلی قرار گرفته است و گاهگاهی  زیر سایه ی کاج بی محصول قومی لم داده٬ و به دنبال کلمات سحر آمیز میگردند٬ و در تلاش اند تا در مقابل تمام حوادث و واقعیت ها گذشته و حال٬ آنچه را که  شخصن به آن عشق می ورزند و یا منافع شخصی اش را در آن می بینند بر آن پافشاری نموده و عروسک های (گدیک) کشورهای قدرتمند را در زمان جنگ سرد به عنوان سرداران و مبارزین آرمان های مردم و شهیدان راه عدالت جا بزنند که این نوع تلاش نه از سوی یک نویسنده آزاده و روشنفکر٬ بلکه از سوی اشخاصی از وابسته گی های قابل رویت بنا بر موضع گیری های متداوم اینان بر مسایل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی  مشخص میکند ناشی میشود.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/09/23ساعت 11:47 PM  توسط حسین زاهدی  | 

    

خدا در شماره های ویزا کارت تکثیر شده است

دوازدهمین محفل شب شعر در تورنتو

   اینبار محل برگزاری شب شعر نه در دانشگاه که در یک شکم سرا ( رستورانت چوپان ) بر پا گردید، جمعیت نزدیک به صد نفر در این محفل حضور به هم رسانده بودند، حضور خانم ها نیز چشم گیر بود. حدود ساعت هفت شام محفل آغاز یافت خانم فروزان گرداننده ی محفل، برنامه این شب را به سه بخش عمده تقسیم بندی و اعلام نمودند بخش اول – دکلمه شعر، بخش دوم – تماشای فیلم مستند از محافل گذشته ی شب های شعر و بخش سوم نقد شعر، به ترتیب اعلام گردید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/11ساعت 3:27 AM  توسط حسین زاهدی  | 

    ما هم محکوم به اعدام احساس مان هستیم!

این زولانه ظلم و ناعدالتی بر پاهای پرویز کامبخش نیست. این زولانه بر پیکر اندیشه و پژوهش و دانش است

 

      خبر بیست سال محکومیت کامبخش به زندان، خبری تکان دهنده ی دیگری در کنار سایر اخبار غم انگیز روزمره ی سرزمین باتلاقی ما بود ننوشتن در برابر این ناعدالتی که در چهاردویواری به نام عدالت رشته و بافته شد بسی دشوار است، مگر اینکه بر احساس انسانی و عقل و خرد خویش پرده ی مصلحت بکشیم یا سر تسلیم در برابر منطق مضحک چند ملا و مولوی والی و قوماندان متحجر که با استفاده از فرآورده ها و فرامین هزار سال قبل ، حکم بریده شده از قبل را دوختند و بر قامت اش آویختند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/21ساعت 6:26 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 

شب های شعر یک ساله شد

                               برای نشر نگاهت خبرنگار شدم

            پس از بر پایی یازده محفل، شب شعر یک سالگی اش را با موفقیت جشن گرفت، یک ساله شدن شب های شعر در دیار غربت با تمام فراز و نشیب های که سر راه این محافل وجود داشت یک دست آورد بزرگ فرهنگی به حساب میاید. بزرگی و اهمیت این دستاورد بدین جهت است که ما افغانستانی ها کمتر گرد هم جمع میشویم و دیدگاهای همدیگر را تحمل میکنیم و میپذریم. بار ها شاهد بوده ایم که هر حرکت فرهنگی و غیر فرهنگی پس از یک یا دو جلسه و محفل، با مخالفت ها و عدم تحمل همدیگر از هم پاشیده و از خیر آن هدف نیک، گذشته اند، به قول اندیشند معروف سید جمال الدین افغانی که گفته است: توافق کردند که توافق نکنند. و این تنها نقطه نظر مشترک ما است.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت 3:38 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 

عربی زبان مقدس است؟

تقدس تعصب می آفریند و تعصب منجر به خشونت می شود!

چه خوب و موثر خواهد بود٬ اگر چنین گفتمان های سازنده که نیاز مبرم جامعه ی تقدس پرور ما به صورت عام و ضرورت تبادل اندیشه میان روشنفکران و اندیش مندان به صورت خاص٬ بدون غرض های شخصی و ترور شخصیت دیگران ادامه پیدا کند. قبل از آن که به اصل مطلب بپردازم مناسب میدانم تا از دو دوست٬ جناب میرحسین مهدوی و دوست دیگری پرده نشین٬ زیر نام مستعار «چشمه» به تبادل نظر و نقد پرداخته اند تشکری داشته باشم٬ و ای کاش محترم و یا محترمه «چشمه» این مسئله را در نقدی که بر نوشته آقای مهدوی نوشته بودند در نظر میگرفتند که فقط به نقد اثر میپرداختند و نه نقد شخصیت؛ البته که هیچ کدام مانعی ندارد٬ اما هر نکته جا و هر سخن مکانی دارد٬ این نکته نیز قابل یاد آوریست که نمیشود شخصی را به جرم اندیشه ی دیروزی اش٬ امروز محکوم به سکوت کنیم٬ و تغییر اندیشه جرم نیست.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/07ساعت 7:20 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 استعمار زبان عربی به بهانه ی دین!   

با قاطعیت میتوان اظهار کرد که هیچ آیه ی در قرآن مبنی بر ای اینکه٬ قرآن باید عربی خوانده شود و عربی بماند نیامده است.٬ اما برگزیده شدن رسولان و پیامبران به سوی اقوام و ملت های مختلف٬ جز به زبان آنها صورت نگرفته و همزبانی پیامبران با ملت خویش یک اصل فراگیر بوده است "ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا حقایق را برای آنان بیان کند. " (سوره ابراهیم ایه ۴) این قاعده در نزول قرآن نیز جاری شده است٬ " و بدین گونه قرآن عربی به سوی تو نازل کردیم تا به مردم مکه و کسانی را که پیرامون آنند هشدار دهی" (سوره شورا آیه ۷) بنابراین عربی بودن قرآن یک امر طبیعی است چرا که پیامبر از میان قومی برگزیده شد که زبان شان عربی بوده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/06/23ساعت 8:10 AM  توسط حسین زاهدی  | 
 

 تا بدست آورده ام افکار پنهان شما

 کوتاه گپی با آقای غیاثی

 

از من کسی نخواست تا سخنی کوتاه با آقای غیاثی داشته باشم بر خلاف جناب غیاثی که معمولا دستور میگرند بلکه٬ آنچه این حقیر را وادار کرد تا لحظاتی را صرف این مطلب کنم مظلومیت و بیگناهی پرویز کامبخش و تحجر فکری جناب غیاثی و همفکرانش است.

اما حرف اول - قرار نیست هر که قرآن در زیر بغلش پوسیده و یا در قفسه ی کتاب خانه اش برای زینت و تنوع خاک گرفته باشد و هر از گاهی برای کسب ثواب خطوط اش را با آهنگ زمزمه نمود بعد با بوسه های مکرر سرجایش بگذارد٬ و در محافل و مجالس از چند آیه اش برای نمایش دادن و پوز دادن و مومن جلوه شدن خویش کمک گرفت٬ میشود انسان عادل و نماینده ی خاص «الله» که دست باز در هر اموری و زبان شور در هر بیان و عقل کل (کور) در گشایش هر مسئله یست.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 1:26 AM  توسط حسین زاهدی  | 

حضور نادیا انجمن در تورنتوی کانادا

دهمین کاروان شعر و ادب

   شنبه شب٬ سی ام آگست دوهزار هشت شهر تورنتوی کانادا بار دیگر شاهد زمزمه های دل انگیز شاعران غربت نشین افغانستان بود٬ تفاوت ها و تنوع اساسی را در چگونگی محفل و محل آن مشاهده کردم٬  سالن جدیدی برای محفل انتخاب شده بود که جمعیت را بهم فشرده میساخت٬ سالن نبود یک کلاس درسی بود٬ این کلاس (صنف) درسی مرا به یاد صنف های خاکی مکاتب افغانستان انداخت که اصلن قابل مقایسه نیست. دهمین شب شعر پذیرای مهمانان شاعر و شعر دوست از شهر مونتریال کانادا بود که مسافت زیادی را برای شرکت در این محفل طی نموده بودند.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 8:9 PM  توسط حسین زاهدی  | 

دولت ایران در شیپور حقوق بشر می دمد!


"کور خود بینای مردم" این دولت شعبده باز (جمهوری اسلامی ایران)، به شگرد جدید دست یافته است دیگر کمتر در مورد و مسایل جهانی از اسلام و اسلامیت سخن میراند و بیشتر به مد روز حقوق بشر و هنجارهایش را برای مقاصد سیاسی استفاده میکند٬ البته این سخنان آن وقت خریدار پیدا میکند که در درون کشور ایران نیز هنجار های حقوق بشری رعایت گردد. دولتی که در شمار کشور های ناقض حقوق بشر در صدر جدول قرار دارد چگونه میتواند سخن از حقوق بشر و قوانین آن براند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 4:59 AM  توسط حسین زاهدی  | 

از این اشک تا آن اشک!

رسانه های جهان اینبار در کنار دیگر خبرهای و تصاویر تهوع آور که از افغانستان نشر میکند خبری متفاوت را نشر نمودند خبر افتخار٬  خبر سربلندی بود و نه سر بریدن٬دریدن ٬ قابیدن و انتحار   وتولید مواد مخدر...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت 6:17 AM  توسط حسین زاهدی  | 

تلاشی آمد و یار مرا برد

نهمین کاروان شعر و ادب در تورنتو

  


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/13ساعت 10:18 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 بیاید با هم فریاد کنیم !

پرونده ی زباله های اتمی پاکستان در افغانستان به کجا رسید؟

    به راستی! اگر فرزند دلبند آقای کرزی معیوب و با شکل غیر طبیعی به دنیا میامد و مشخص میشد که این سوئ شکل ناشی از آلودگی یورانیوم بوده است٬ واکنش اش چه می بود؟! هویداست که زمین و زمان را به هم میزد تا مرحم بر زخم اش کشیده باشد٬ حق هم داشت چون قصر آرزوهایش فروریخته بود و امیدهایش به شکست مبدل شده بود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 7:56 AM  توسط حسین زاهدی  | 

هشتمین شب شعر در شهر تورنتو

در مريم چشمان تو انجيل ورق خورد

مانند خدا تازه و عريان شده بودي

طبق معمول شنبه آخر هر ماه در شهر تورنتوی کانادا٬ به همت  دوستان شاعر و فرهنگی مقیم این شهر و حومه ی تورنتو٬ محفل  شب شعر بر گزار میشود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 10:29 AM  توسط حسین زاهدی  | 

چاپلوسی شورای غلما را پایانی نیست!

این نامبارک چهره ی آشنا «هادی شینواری» که عنوان قضاوت پوه را با خود یدک میکشد از حلقه غلام که برگردن دارد شگفتا ! که در آستانه ی مرگ نیز سنگینی این حلقه ننگین را احساس نمیکند...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت 9:4 AM  توسط حسین زاهدی  | 

روحانی که به ریش روحانیت... !

... "تصور نشود که شمشیر را به آنجای«...» فیل زده باشید

   در مراسم افتتاح ساختمان مرکز اسلامی و فرهنگی افغانهای مقیم هملتون دعوت شده بودم٬ خوشبینی های زیادی را در افکار خودم میپروراندم که این ساختمان میتواند به یک محل باز پروری  وسیع فرهنگی و اجتماعی مبدل خواهد شد اگر اعضای شورای اجرائیه این مرکز با چنین نظری مخالف نباشند. دوستی که از محل اقامتم به مقصد افتتاح مرکز قرار شده بود مرا با موترش برساند در مسیر راه میگفت از دوسال بیشتر است که تلاش داشتیم تا چنین ساختمانی را خریداری کنیم و چه خون دلها که نخوردیدیم!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 5:27 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 

همجنسگرا کیست و همجنسگرایی چیست؟

گفتگوی با یک همجنسگرای افغانستانی

او خودش را حمید. ع و ۳۴ ساله معرفی میکند٬ مدتی زیادی نمی شود که به کانادا مهاجرت کرده است٬ سند فراغت اش را از دانشگاه کابل در رشته دارو سازی (فارمسی) بدست آورده است٬ ظاهر آرام دارد و شمرده شمرده صحبت میکند گاهی هم لبخندی بر لبش نقش میبندد٬ طنین صدایش شباهت به صدای مردانه ندارد و نه هم کاملا زنانه است٬ صورت اش کاملا مردانه است ریش و بروت (سبیل) وی نشان از ظاهر مردانه را در چهره اش نمایان میسازد٬ خانواده اش اورا طرد گفته و با او قطع رابطه کرده است٬ کتابچه ی در دست دارد و ادعا میکند که این نوشته وقتی تمام شود به عنوان یک کتاب به بازار خواهد آمد. پرسیدم میتوانم هر سوال داشته باشم از شما بپرسم؟ با گشاده روی میگوید: با کمال میل هرچه خواستی بپرس.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/20ساعت 4:29 AM  توسط حسین زاهدی  | 

 

هفتمین شب شعر در دانشگاه تورنتو

 انتشار این گزارش در کابل پرس

       حدود ساعت شش بعد از ظهر روز بود که  وارد صحن دانشگاه تورنتو شدیم٬ دانشگاهی نسبتا بزرگ است٬  در محفل قبلی شب شعر اینجا آمده بودم  این محل برایم زیاد نا آشنا نبود٬ آقای میر حسین مهدوی ماشین را در کنار سالن که محفل در آنجا بر گزار میشود پارک کرد٬ هارون راعون را دیدم که تازه از موتر اش پایین شده بود و منتظر بود تا کسانی به کمک اش برود چند کارتن٬ که داخل آن بیسکویت و سمبوسه و از این قبیل خوردانی ها بود٬ ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 10:53 AM  توسط حسین زاهدی  | 

انسان افغانی حق زندگی ندارد!

  بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/03/11ساعت 7:5 AM  توسط حسین زاهدی  | 

یاوه گویی آن بی هویت و جنون این مجاهد بیکار

نوراحمد رجاء  احمدعلی کوهستانی

  در لابلای صفحه های انترنیت دنبال مطالب برای خواندن بودم که  با مضمونهای  یک بی هویت دگم اندیش و یاوه سرای هزارنام نقاب بر چهره و دیگری قوماندان تاریخ تیر شده و سفیر بیکار دوران سیاه حکومت چهار ساله جهادی  برخورد کردم  که لازم دیدم تا  نکات را یاد  آور شوم.

نور احمد رجاء قوماندان تاریخ تیرشده و سفیر برکنار شده دوران جهاد و حکومت مجاهدین در نوشته تحت عنوان (گفته های ازجهاد و خاطراتی از پارنده ی پنجشیر ) نوشته است " ... بابیان قاطع درد دلم را باخوانندگان مسلمانی درمیان میگذارم که  میتوان آنهارا امت بپا خاسته نامید وبهرنحوی اندیشه ای  مرادرک میکنند وباوردارند آن ستم ومظلومیتی  که بر جهادی رفته است ..."


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1387/03/04ساعت 10:36 PM  توسط حسین زاهدی  | 

شکیرا میرقصد تا با فقر مبارزه کند!

   

دنیای عجیب است٬ و انسانها عجیب تر از آن! شکیرا خواننده (هنرمند) زن کلمبیای برای مبارزه با فقر کودکان در امریکایی لاتین با اجرای کنسرتهای در شهر های  بوئنوس آیرس، لس آنجلس، میامی و چند شهر دیگر از جهان برای مبارزه با  این پدیده ی شوم (فقر) حاضر است برقصد و بخواند و در امد حاصله از این کنسرت ها را به صندق  بیناد خیریه آلاس ( بنیاد همیاری آمریکای لاتین) پرداخت میشود٬ مبارزه خانم شکیرا و چند دیگر از هنرمندان تنها در امریکایی لاتین خلاصه نمیشود و قرار است با برنامه های زنده (لایو) تلویزیونی برای ریشه کنی فقر در افریقا نیز در آینده برنامه های را اجرا کنند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 6:19 PM  توسط حسین زاهدی  | 
 

از محقق نسب خبری نیست !

آیت الله آصف محسنی در دستگیری محقق نسب نقش داشته است

 

          به نقل از يک منبع که نخواست نامش فاش شود، در دستگيري آقاي محقق نسب در قم آيت الله شيخ آصف محسني و چندي از ملايان اطراف وی دست داشته اند. ايشان نقل ميکند که يک روز در يکي از دفاتر حوزه علميه قم توسط يکي از اين ملايان مجله ي حقوق زن را که به مديريت آقاي محقق نسب در کابل چاپ و نشر ميشد بر سر ميز مسئول دفتر گذاشت و با صداي شيون گفت که اسلام در افغانستان در خطر است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 8:56 PM  توسط حسین زاهدی  | 
      شب شعر خوانی بود
 
                                       یا
                                       
                                           عدالت انتقالی
 
 
        با همت و ابتکار دوستان فرهنگی و فرهیختگان ما منجمله  جناب میرحسین مهدوی شب شعری به مناسبت آغاز سال نو در تالار کتاب خانه ی مرکزی هملتون برگزار شده بود و من هم مثل سایر دوستان به این محفل دعوت شده بودم  که کمی دیرتر از آغاز برنامه خودم را به محل برگزاری محفل رساندم٬ 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 7:4 AM  توسط حسین زاهدی  | 
 
  بالا